شماره‌ی هفتم/صفحه دوازده

02:53 1405/7/22 | Powerful
سردبیر ماهنامه‌ی تنور نهاد بین‌المللی سکارنای من شیدا

پژوهشی در تاریخ بخوانیم ...

 

در تاریخ معاصر تجزیه‌ی کشورهای بزرگ برای نفوذ بهتر و اعمال قدرت سریعتر همواره در دستور کار سازمان‌های مدون، ریشه‌دار و پر قدمت بوده و است. این سازمان‌ها دول و احزاب مختلف را خلق و جهت‌دهی می‌کنند زیرا ارجع برای آنها اجرای اهدافشان در سطحی گسترده یا جهانی ست.
ایران نیز از این متد یعنی تجزیه‌ی مرزی در امان نبوده است.
مسئله‌ی مهم این است که آیا تجزیه‌ی کشورهای بزرگ به نفع مردمشان است یا به ضررشان؟ آنچه مسلم است این است که قرار نیست چیزی به ضرر آحاد جامعه رقم بخورد زیرا این سازمان‌های اغلب مخفی معمولاً مردم را در اولویت قرار می‌دهند. اما در قبال ایران این نکته نیز وجود دارد که بعد از تجزیه چیزی به نفع مردم ایران نخواهد شد زیرا روحیه‌ی ايرانيان اینگونه است که در عین نژادپرستی ماجراجو و دلبازند. بر هیچکس پوشیده نیست که به علت سیاست‌های خارجی و داخلی جمهوری اسلامی در ایران این کشور کانون عملگرای شرارت جهانی محسوب می‌شود. پس بهتر است به جای طرح تجزیه‌ی ایران از قدرت ضد بشری نظام جمهوری اسلامی کاسته شود.
《 اولین نقشه تجزیه ایران را انگلیس و روسیه تزاری در سال ۱۲۸۶ شمسی کشیدند که قرارداد سن‌پترزبورگ نام داشت و البته در ایران به قرارداد ۱۹۰۷ معروف است. طبق این نقشه ایران به سه تکه یعنی دو منطقه نفوذ و یک منطقه میانی بی‌طرف تقسیم می‌شد. جنوب برای نفوذ انگلیس و شمال برای نفوذ روسیه تزاری. براساس همین نقشه هم بود که ایران در جنگ جهانی اول اشغال شد.
نقشه دوم را که متکی بر جدایی قومیت‌های ایرانی بود جیمز فرانسیس برنز وزیر خارجه آمریکا پس از جنگ جهانی دوم کشید. این همان نقشه‌ای است که در خاطرات اسدالله علم وزیر دربار پهلوی هم به آن اشاره شده است: شاه به من فرمودند [جیمز] برنز، وزیر خارجه آمریکا، پس از جنگ دوم پیشنهادی به روس‌ها داده بود که ایران به سه منطقه ترک و کردنشین، عرب‌نشین و فارس‌نشین تقسیم شود 》
این متنی ست که از منبع مورخان پهلوی و جمهوری اسلامی به من رسیده است و با دست نوشته‌ای در این خصوص که من در ایام نوجوانی از عمویم حاج مهدی دگلی پیش از فوت یکباریشان دریافت کردم فرق دارد‌.
آن زمان که این طرح از سوی دول پرقدرت و پرنفوذ آن دوران یعنی انگلیس و روسيه تزاری ارائه شد و از سوی پهلوی و بعدها از طرف جمهوری اسلامی مورد حمله واقع گشت، صد به یقین به نفع مردم ایران بود زیرا علاوه‌بر اینکه آن دوران قوم‌گرایی حرف اول را می‌زد و عملاً چیزی به نام کشور یکپارچه‌ی ایران وجود نداشت و همچنان خوانین با قدرت ویژه‌ی خود حکمرانی می‌کردند، همگان به رفاه و حقوق شهروندی و اجتماعی دسترسی یکسان نداشتند و شکاف طبقاتی چشمگیر بود. بعد از انقلاب ۵۷ نیز عملاً این موارد رعایت نشد و سلسله مراتب به قوت خود باقی ماندند اما دست مردم در یاری رسانی به یکدیگر بازتر شد که این هم هیچ ربطی به جمهوری اسلامی نداشت و ندارد.
طی دست‌نوشته‌ای که من از عموی مرحومم دریافت کردم انگلیس و روسیه‌ی تزاری از سر مرافقت و نوع‌دوستی به معیّت بهبود رفاه جهانی طرح تفکیک ایران را به چند کشور ارائه کرده بودند که قرار بود بین خوانین بزرگ ایران به شور گذاشته شود و یک کپی از این متن نیز به ریاست 《خاندان دَگَل》 یعنی جدّم 《بَگلَر خان》 تعلّق گرفته بود تا نظرشان را اعلام کنند.
پسر بگلر خان یعنی پدربزرگ من با نام کامل 《قدرت‌الله خان پسر بگلر خان پسر دگل》 متن پیشنهادی را رد می‌کنند زیرا معتقد بودند حتی کشورهای آن سوی خلیج فارس تا بخش‌هایی از آفریقا متعلق به قلمرویشان است و تا چیزی را پس نگیرند چیزی از دست نخواهند داد. لازم است بگویم بسیاری از خوانین ایران از جمله پدربزرگم قدرت‌الله خان برخلاف آنچه پهلوی و جمهوری اسلامی خوراندند این طرح را بواسطه‌ی عِرق شدید وطنی رد می‌کنند. اصولاً یک خان غیر از خودش را صاحب ایران نمی‌داند حتی خانی دیگر را. پس حاضر نمی‌شود چیزی از دست بدهد.
اما جدّم بگلر خان نظر دیگری داشتند. ایشان در ذیل نامه عنوان کرده بودند《اگر زمین‌های آن طرف آب شور(کشورهای حاشيه‌ی خلیج فارس) هم خاک ما شود و ما در بهار ابدی مانند شما زندگی کنیم من موافقت میکنم و دوک (...) نظر من را می‌داند و مهر کند.》
این نامه به انگلستان می‌رود و با یک مُهر برجسته به نشان دریافت جواب به جدّم بازمی‌گردد.
من دست‌نوشته و متن کامل نامه را مدتی پیش خود نگاه داشتم اما بعدها مجبور به فوت آن شدم.
خلاصه که ایران تجزیه نشد و با تدبیر ارائه شده در حزب ایرانِ ایرانی هیچگاه هم نخواهد شد اما کشور انگلستان به سه کشور مجزا تفکیک گشت و از روسیه‌ی تزاری عملاً جز مسکویش چیزی نماند.

🖋به قلم سردبیر و 🐝خبررسانی شیدا

جستجو
درباره

نهاد بین‌المللی سکارنای من در سال ۲۰۲۰ با رویکردی متفاوت و کارآمدتر از گذشته به جهان، توسط دکتر اسماء دگلی(هلی آ/آی هو/هیاهو) بنیان شده است. اسماء دگلی سردبیر کنونی "ماهنامه تنور" نیز بوده و تنور تیم متشکل از سیزده عضو فعال و زبده‌ بین‌المللی ست.

دفتر مرکزی《نهاد بین‌المللی سکارنای من》،《ماهنامه تنور》و سایر فعالیت‌های علمی_پژوهشی_فرهنگی_هنری_حقوقی_مدنی_سیاسی_محیط‌زیستی_عقیدتی_نیکوکاری وابسته‌ به نهاد بین‌المللی سکارنای من، در ایران_گیلان_رشت واقع است.

تنور زندگیتان همواره گرم و روشن.

هیچ نمی‌ماند جز مهر🌱

☎️ ۰۱۳۳۲۱۱۶۷۸۰ ، ۰۹۳۳۶۳۳۰۰۲۵

📧 https://t.me/Looklookiii

📮 ایران، گیلان، رشت، بلوار گلسار، خیابان ۱۰۴ ****

📩 Dr.asmadagali@gmail.com 

نویسندگان